شاید برایتان سوالی پیش آمده باشد که آیا درونگرا ها رهبران بهتری هستند و یا خیر؟ در این پست به این سوال میپردازیم.
شواهد پژوهشی موجود تصویر پیچیدهای از رابطه درونگرایی و رهبری ارائه میدهند. درونگرایان از نظر ظهور بهعنوان رهبر (شناسایی و انتخاب توسط دیگران) معمولاً از برونگرایان عقبتر هستند، اما از نظر اثربخشی در موقعیتهای خاص—بهویژه زمانی که کارکنان فعال و ایدهپرداز هستند یا سازمان با عدمقطعیت مواجه است—عملکرد بهتری از خود نشان میدهند. این تحقیق به بررسی چهار بُعد میپردازد: تفاوت در ظهور رهبری، شرایط اثربخشی، سوگیری ادراکی علیه درونگرایان، و نمونههای تاریخی موفق.
مقدمه: پارادوکس رهبری درونگرایان در فرهنگ سازمانی معاصر، ویژگیهای برونگرایانه—پرجوشی، قاطعیت، و تسلط اجتماعی—بهطور سنتی با رهبری مؤثر پیوند خوردهاند. با این حال، حجم رو به رشدی از پژوهشها نشان میدهد که این معادله سادهانگارانه است. سوزان کین در کتاب «سکوت» استدلال میکند که درونگرایان در موقعیتهای رهبری بهشدت کمارزشگذاری شدهاند و برونگرایی به معیاری ناعادلانه برای سنجش شایستگی بدل شده است . این تناقض—که درونگرایان کمتر به رهبری میرسند اما در برخی شرایط مؤثرتر عمل میکنند—محور اصلی این تحقیق است.
چرا درونگرایان کمتر بهعنوان رهبر ظهور میکنند؟ سوگیری پیشبینی عاطفی پژوهشها نشان میدهد که درونگرایان تمایل دارند اثرات عاطفی موقعیتهای گروهی را نادرست پیشبینی کنند: آنها بیش از حد برآورد میکنند که رفتار برونگرایانه تجربه ناخوشایندی ایجاد خواهد کرد و کمتر از آنچه واقعاً هست، عواطف مثبت ناشی از آن را پیشبینی میکنند . این «خطای پیشبینی عاطفی» باعث میشود درونگرایان کمتر رفتارهای مرتبط با ظهور رهبری (مثل صحبت کردن در جمع یا قاطعیت) از خود بروز دهند—حتی زمانی که در عمل این رفتارها برایشان تجربه مثبتی فراهم میکند .
تفاوت بین گرایش و توانایی تحقیقات در چارچوب «نظریه صفت کامل» نشان میدهد که درونگرایان توانایی رفتار برونگرایانه را دارند و وقتی دستور صریحی برای چنین رفتاری دریافت کنند، به اندازه برونگرایان به رهبری ظهور میکنند . مشکل در تمایل است، نه توانایی. درونگرایان در شرایط آزادانه کمتر این رفتارها را انتخاب میکنند، اما میتوانند در صورت نیاز آنها را به کار گیرند.
چه زمانی درونگرایان رهبران مؤثرتری هستند؟ با کارکنان فعال و ایدهپرداز مطالعه میدانی کلاسیک آدام گرانت و همکارانش (۲۰۱۰) روی ۱۳۰ شعبه یک شرکت پیتزافروشی نشان داد: نوع تیم رهبری برونگرا رهبری درونگرا کارکنان منفعل (منتظر دستور) ۱۶٪ سود بالاتر از میانگین عملکرد پایینتر کارکنان فعال (ارائه ایده) ۱۴٪ سود پایینتر از میانگین عملکرد برتر
در آزمایش آزمایشگاهی مکمل، گروههایی که «پیروان فعال» داشتند، تحت رهبری درونگرا ۲۸٪ تیشرت بیشتر تا کردند . توضیح این است که رهبران برونگرا تمایل دارند توجه را به خود جلب کنند و ایدههای دیگران را نشنوند، در حالی که درونگرایان بیشتر گوش میدهند و به کارکنان اجازه میدهند ایدههایشان را پیاده کنند .
در شرایط عدمقطعیت مطالعات جدیدتر نشان میدهد در محیطهای کاری مبهم و نامطمئن، درونگرایان مزیت روانشناختی دارند. آنها راحتتر با دروننگری و تأمل کنار میآیند و کمتر دچار نشخوار فکری فرساینده میشوند . در دو مطالعه تجربهمحور (یکی با ۱۴۶ رهبر در ۱۰ روز، دیگری با ۷۷ تیم در ۵ هفته)، مشخص شد که تحت عدمقطعیت، رهبران درونگرا کمتر دچار تحلیلرفتگی و رفتار نظارتی آزارنده میشوند .
در نقشهای توانمندساز سبک رهبری «توانمندساز» (empowering leadership)—که با گوش دادن، تفویض اختیار، و پرورش دیگران مشخص میشود—با درونگرایی سازگاری بیشتری دارد. پژوهشها نشان میدهد این سبک در تیمهایی که از رهبر خود رضایت کمتری دارند، اثربخشتر از سبک دستوری است .
سوگیری ادراکی: چرا شایستگی درونگرایان دیده نمیشود؟ پژوهشی که با ۲۰۴ شرکتکننده انجام شد، نشان داد که ادراک برونگرایی رهبر لزوماً با اثربخشی واقعی او مرتبط نیست . حتی سبک رهبری تبادلی (transactional) که اثربخشی متوسطی دارد، بیشترین برونگرایی ادراکشده را به خود اختصاص داد، در حالی که «تحریک فکری»—یکی از ابعاد رهبری تحولآفرین—برونگرایی ادراکشده پایینی داشت .
افراد مسلط، صرفنظر از شایستگی واقعی، بهواسطه نشانههای ارتباطی مانند تماس چشمی مستقیم و وضعیت بدنی باز، competentتر ادراک میشوند . این بدان معناست که درونگرایان شایسته ممکن است تنها به دلیل نمایش کمتر تسلط اجتماعی، برای نقشهای رهبری نادیده گرفته شوند.
نمونههای تاریخی از رهبری درونگرا بیل گیتس: رهبری آرام و متفکرانه، تمرکز بر استراتژی بلندمدت و توانمندسازی تیم. خودش میگوید: «اگر باهوش باشید، میتوانید از مزایای درونگرا بودن بهره ببرید—مثل کنار کشیدن برای چند روز و فکر کردن عمیق درباره یک مسئله دشوار» .
وارن بافت: درونگرایی او در تمایل به صحبت فقط درباره موضوعاتی که عمیقاً میداند، پاسخهای سنجیده و اندیشیده، و ترجیح ارتباطات عمیق یکبهیک به شبکهسازی سطحی تجلی مییابد . بافت خود اعتراف میکند که برای موفقیت مجبور شد مهارتهای ارتباطی را از طریق دوره ديل کارنگی بیاموزد .
گاندی و لینکلن: نمونههایی از رهبران «آرام» که در ادبیات رهبری بهعنوان جایگزین الگوی پرخاشگرانه معرفی میشوند .
جمعبندی و نتیجهگیری پاسخ به سؤال «آیا درونگراها رهبران بهتری هستند؟» بسته به معیار و زمینه متفاوت است: بُعد یافته کلیدی ظهور رهبری برونگرایان مزیت دارند (به دلیل سوگیری ادراکی و تمایل رفتاری) اثربخشی با تیم فعال درونگرایان برتری معناداری دارند (تا ۲۸٪ عملکرد بهتر) اثربخشی در عدمقطعیت درونگرایان کمتر فرسوده میشوند و رفتار مخرب کمتری دارند ادراک شایستگی سوگیری سیستماتیک به نفع برونگرایان وجود دارد
نظرات بازدیدکنندگان (0)