خب این داستان فقط شخصیت هاش برگرفته از انیمه هست و به خود انیمه ربطی نداره خلاصه------>ما هر دو در شیطان بودیم و مقصر!هرچقدرم دست من آلوده شد تو هم دستت رو آلوده کردی !یعنی میشد نبض من رو متوقف کنی تا این اتفاقات نیفته!
توضیح بدم : شیپ آتسوشی و آکوتاگاوا که در اینجا آتسوشی (مونث)هست . چویا هم اینجا مونث هست و همسر دازای . بقیه هم شخصیت خود را دارند ...
با خوردن نور خورشید از لای پرده به صورتم،آرام چشمانم رو باز کردم.باز روی مبل خوابم برده بود . از روی مبل بلند شدم و به سمت آشپزخانه رفتم. صدای زنگ در حواسم رو پرت کرد. در را باز کردم و با قیافه همسرم مواجه شدم. بدون توجه به سلامی که دادم،وارد خانه شد و به سمت اتاقش رفت . {آکو حالت خوبه؟} نگاهی خشمگین بهم انداخت :(آتسوشی ولم کن!) (اما برات شیرینی درست کردم ) (نمیخورم ) (اما...) (*با داد*نمیخورم ) رفت سمت اتاق و در را محکم کوبید . من دیگه عادت کرده بودم . اگر بخاطر بیماری پدرم نبود هیچ وقت اینجا نبودم.موهای سفیدم رو پشت گوش انداختم و خودم را روی مبل رها کردم. پوزخندی زدم و به پنکه روی سقف نگاه کردم که می چرخید. من سفیدم و اون سیاه . من شادم و اون بی حس . من دنبال زندگی و اون دنبال کار کردن .من همه کار برای شادی همه میکنم ولی احساسات خودم رو نادیده گرفتم. ای کاش هیچ وقت به حرف چویا و دازای گوش نمی کردم و همچین اشتباهی نمیکردم . ای کاش هیچ وقت خودم رو وارد این جهنم نمی کردم و با یک شیطان زندگی نمیکردم....
خب این مقدمه بود اگه دوست دارید ادامه بدم؟
نتیجه 1
..............
نتیجه 2
.........
نتیجه 3
..........
نتیجه 4
........
سم خالصه
چویا زن دازای ....
چرا قیمه ها رو میریزی تو ماستا
ولی حاا غیر از سمی بودنش عالی بود
خودم میدونم سمه
مرسیییی
عرر شین سوکوکو:)
عاشق شیپشونن
*م
خیلی خوبه... و البته سمی ...😐💜
تولیدی سم خالص
بل😐😅
چویا زن دازایه 🤣🤣
درکت می کنم ، منم توی یکی از داستانام دو تا از همکلاسی هامو زن شوهر کردم ، دوستمم کردم بچه شون 😐🤣
خودم میدونم
منم می دونم که می دونی 😐😂
بذار
چشم
یا علی این چه سمی بود😂😂
نه جدا از شوخی خیلی خوب بود
خودم هم اولش از این ایده خنده ام گرفت
عر بذارش 🤩🤩
چشم