سلااااممم خوش اومدید به ولاگ یوکیی . روز دانش آموز . با تاخیر نبارک ولی خب برای ما هم دیر گرفتن پس همین دیگه. 🎀 بریم برای ولاگگگ💞
قرار بود برای شنبه برامون یه مسابقه آشپزی بزارن که قرار بود با انگلیسی همراهش کنن برای روز دانش آموز . از حدود یه هفته قبل هماهنگمون کردن و منم با دوستام تیم شدیم . یکی از بچه ها قرار بود سوپ درست کنه یکی تزیینات بیاره برای میز یکی تیرامیسو درست کنه و دوتا دیگه هم که دوقلو بودن قرار بود متن دستور پخت و حرفایی که باید میزدیم رو به انگلیسی آماده میکردن . من پاستا درست کردم . قرار بود امتحان هم بگیرن بعد بریم بین الحرمین شیراز نزویک بازار وکیل . که بابام اونجا کار میکرد پس خودش اومد دنبالم بعدش .
یه جورایی برنامه هامون دیروز به هم ریخت. اون دوستم که قرار بود تیرامیسو بیاره گفت نمیتونه و کلی مشکل و در نهایت قرار شد یکی دیگه ژله بیاره و منم خودم دونات درست کردم با مامانم✨️ و رفتیم مدرسه .
کقتی رفتیم مدرسه امتحان فیزیک گرفتن و من شدم ۶.۵ از ۷ وای فقط سر اینکه یادم رفت یکی از تعریفا رو بنویسم بعد معلممون گفت ۳ تا از سوالا از کنکور بوده . منم اینجوری بودم که... 🫠 بعد رفتیم غذا ها و پاستا و اینا رو برداشتیم . از دکمون یه دوغ گرفتیم و رفتین به سوی صف. یکم وایسادیم اتوبوس هدی بسی کوچک اومدن و سوارمون کردن بردنمون مقصد 🫡 تو مسیر که نمیشد عکس بگیریم و اینا و کلا گوشی مجاز نبود ولی خب . با اینکه برده بودم نشد عکس بگیرم🎀
وقتی رسیدیم میز یازدهمیا رو دیدیم و دوستان که کلی شاهکار کرده بودن و بریز و بپاش . کلا برگانمان ریخت . اعتماد بنفسمونم بیشتر از اون.🫠 مرغ شکم پر اورده بودن . تم هالووینی بود یکیش . برنج . فست فودا و چیزای عجیبب دوغ محلی و کلییی چیزای خفنن . ما هم هنگ کرده بودیم . یه مشت با روبان و اینا پاپیون و اینا درست کردیم و میز چیدیم و بعدش گفتن بیاید بهتون جایزه هم بدیم بعد برید داخل . یه کیسه دادن که میوه و کیک و آب توش بود توشم یه جعبه بود که توش یه کیف پول بود با آرم سمپاد بعد هم فرستادنمون تو سالن حرف بزن و اینا هممونم گشنه بودیم . نزاشتن بخوریم✨️🫡 وای میزمون عملا نسبت به بقیهه خالیییی بودد
برامون کلی حرف زدن آهنگ گذاشتن . خستمون شد . ولی بد تبود دستم شکست و گلوم پاره شد از بس با دوستم جیغ زدیم و دست زدیم. (یک درونگرا خجالتی با دوست برونگراش به روایت تصویر: 🤣 ) آره خلاصه بعد یه خواننده اومد . اسمش دقیق یادم نیست امین یه چیزی بود . احتنالا آهنگشو شنیده باشید. یه مشت آهنگ خوند و رفت . بعد یه آهنگ انگلیسی که حفظ کرده بودیم برای جشن رو گذاشتن که درباره منظومه شمسی بود . باز من و دوستم جیغ میخوندیم . حال میداد .یه بار اومدن گفتن کیا شیرازین دست بزنن . ماشالله از حوصله زیاد شیرازیا دست نزدن زیاد 🫡 بعدش یه بنده خدا رندوم اومد از این لباسای مامانبزرگی پوشیده بود 🤣 اومد دلقک بازی و اینا خیلی خوب بود پنج ثانیه یه بار به مجریه : خ.ا.ک تو سرت برو باباااا (عادی ترین مکالمه دوستان ) بعد به سمت ما که نشسته بودیم گفت تایفه دوماددد دست نمیزنن . ما کمتر بودیم البته . بعد برگشت به دلیل شدیدا واضح بودن من بین همه اشاره کرد بهم . هودی سفید پوشیده بودم رو مانتو سرمه ای همه هم ماشالله کلا هودی نداشتن . صدام زد اینجوری بود که : داداش داری؟ . من خندم گرفت گفتم آره بعد گفت هاااا ایشالله دوماد شه والو 🤣 داداشمم دوماد کرد رفت . جالب اینجاس بعدش مدام آهنگ عروسی میذاشت 🫠🫡🤣
آره خلاصهه بالاخره بعد از دادن جایزه به برنده ها با میزای جوگولشون پاشدیم بریم بخوریم 😭 اره خلاصه رفتین غارت موهاهاها 🎀 (اینو از یازدهمیا و دوازدهمیا یاد گرفتیم هفتم چون تو یکی از مراسما خوراکی کم اومد. یازدهم و دوازدهم همون هشتم نهمیامون بودن همه باهم رفتیم دوره دو) مدیر و معاونامونم از دوناتامون. بعد از حدود بیست دقیقه خوردن کلی چیزای جدید و خوشمزه و غذاهای خودمون گفتن بریم مدرسهه . که من رفتم زنگ زدم بابام چون قرار بود بیاد اونجا دنبالم . اصلا هم خودم گوشی نداشتم🎀🤣
بعد اومدم خونه و خسته ولی وقت درسههه باز امتحان داریمم😭🫠 نشستم یه مشت ریاضی حل کردم تستا و مشقام . تا الان . الانم جغرافیا دارم بخونم چون امتحان بعدی جغرافیا هست . در کل برنامه دارم یکم فیزیک هم حل کنم بعدش اگه رسیدم . چیز زیادی نیست همش درسه از اینجا به بعد 🫡 ولاگم تموم شددد به تستا و پستای دیگم هن سر بزنیدد بای باییی💞
عالییی خسته نباشی
ماشاءالله چقدر هم لیلی به لالاتون گذاشتن
بعد برای ما به مناسبت روز دانش آموز امتحان عربی رو لغو کردن:))))))😂
امتحانم گرفتن کنارش . فردا هم دارین ولا کاش کنسل میکردن . کنسل میشد هم فردا میگرفتن :)
:)))))
عه به ما هم از اون کیف پولای سمپاد دادن! البته پارسال امسال هایلات-
سمپاد کدوم ناحیه میری؟
ناحیه ۴ شیراز میرم
شیرازی منم شیرازی هستم
عههه ایوللل
آخییییی
خوشگذشته بازمممم
عشقم منییی شماااا ناناز
عالییی بود
عالییییییی منم سمپادم ولی برامون هیچچچچچ کاری نکردن💔😭
کلی گریه کردم-
یهدجورایی دوستام رو مخن و اذیت میکنن گاهی آدم میشن ولی خب اگه من نبودم عملا زارت
مدیر سمپادی هر موقع کوچیکترین برنامه ای داریم: چون کبوتران سوی اسمان پرح گشوده ایمح ازادی-🗣 (لجندا میفهمن-)
وایییی 🤣🤣
از این "سرودشون" دلم خونه😍😍
وای دقیقاااا
برای ما همایش گرفتن بعد ما در حال خوندن‹ پای این آببب و خاااک،می دهیمممم جااان و تنننننن› بودیم 😍💔
خیلییی قشنگ بوددد مثل همیشههه💘💘