درود بر همگی... این پست درباره یکی از دیدگاه های بحث جبر و اختیار هست که فیلسوفها دربارهش دیدگاههای متفاوتی دارن: 1.جبرگرایی (که در پست قبل دربارش بحث شد) 2.اختیارگرایی 3.سازگارگرایی که توی این پست قراره به دومی یعنی اختیارگرایی بپردازیم...
اختیارگرایی در بحث جبر و اختیار، دیدگاهیه که معتقده انسان واقعاً دارای اختیاره و دستکم بعضی از انتخابهاش از قبل بهوسیلهی اتفاقات و شرایط گذشته تعیین نشدن. این دیدگاه میگه ما همیشه مجبور نیستیم طبق شرایط قبلی رفتار کنیم و در بعضی موقعیتها واقعاً میتونیم انتخابهای متفاوتی داشته باشیم.
هر دو دیدگاه اختیارگرایی و جبرگرایی میتونن قبول داشته باشن که اتفاقات گذشته روی رفتارهای ما تأثیر میذارن؛ مثلاً تربیت، تجربهها، محیط و ژنتیک میتونن روی تصمیمهامون اثر بذارن. جبرگرایی ادعا داره شرایط گذشته و قوانین طبیعت، انتخاب ما رو تعیین میکنن؛ یعنی با یکسان بودن کامل اون شرایط، نتیجه نمیتونه متفاوت باشه. اما اختیارگرایی میگه تأثیرپذیری از گذشته لزوماً به معنی تعیینشدن کامل انتخاب نیست؛ بعضی از انتخابهای ما واقعاً میتونستن به شکل دیگهای انجام بشن. پس یکی از تفاوت های اصلیشون اینه که جبرگرایی به یکتا بودن آینده اعتقاد داره ولی اختیارگرا میگه آینده میتونه متفاوت باشه.
اختیارگرا نمیگه لزوما همه انتخاب های ما با اختیار انجام شده. مثلا بسیاری از انتخاب های ما که از روی هیجان ها توی لحظه گرفته میشن خیلی اختیار محسوب نمیشن چون ایده ای که به ذهنمون میاد بلافاصله بدون فکر کردن پذیرفته میشه و نمیشه گفت با اختیار خود اینکار را انجام دادیم. البته یک مثال بود و نمیشه گفت در تصمیمات هیجانی ما اختیار نداریم. اما وقتی در انتخاب بین دو چیز مردد هستیم، هزاران ایده مختلف به ذهنمون میاد که توی تصمیمگیری ما دخالت کنن و از نظر اختیارگرا درچنین شرایطی انسان میتونه با اختیار خودش از میان ایده ها یکی رو انتخاب کنه. اون نمیگه که انتخاب ما بی دلیل است. قطعا انتخاب ما دلیلی دارد حتی اگه گزینهی دیگهای رو انتخاب میکردیم، باز هم ممکن بود دلایل خودمون رو داشته باشیم. نکتهی اصلی اینه که از نظر اختیارگرایی، وجود دلایل لزوما به این معنی نیست که فقط یک انتخاب ممکنه. ممکنه یک شخص با وجود دلایل مختلف، واقعاً امکان انتخاب بیش از یک گزینه رو داشته باشه. بنابرایت یکی از موقعیتهایی که میتونیم امکان اختیار رو توش بررسی کنیم، چگونگی واکنش دادن ما نسبت به ایده هاست. البته من فقط یک مثال زدم از نظر اختیارگرا توی امور دیگه هم میشه اختیار داشت.
میخوام اینجا هم همون مثال مورد علاقم رو برای درک بهتر بزنم یعنی منو رستوران. شما وقتی توی رستوران به منو نگاه میکنین ایده های زیادی برای انتخاب غذا به ذهنتون میاد. مثلا تاحالا فلان غذارو نخوردم بذار امتحانش کنم، بذار ایندفعه غذای سالمتری بردارم، بذار ریسک نکنم همون همیشگی رو سفارش بدم و... حتی شاید خودتون هم ندونین چرا بعضیهاشون به ذهنتون اومدن. مثلاً قبلا دوستتون از یک غذا تعریف کرده و حالا با دیدن اسمش توی منو، حرفش یادتون میاد. اختیارگرا میگه که تو الان اختیار داری از میان این ایده ها یکی رو انتخاب کنی. ولی جبرگرا میگه درآخر یک انتخاب مشخصی صورت میگیره که با توجه به اتفاقات گذشته رخ میده. اختیارگرا هم میگه که چون تمام ایده هام دلیل منطقی داشتن و شاید خیلیاشون بخاطر عواملی توی گذشته به ذهنم اومده باشه ولی واقعاً من میتونستم غیر از اون انتخاب دیگه ای داشته باشم. جبرگرا: چه چیزی باعث میشه یک ایده رو برتر از دیگری بدونی تا انتخابش کنی؟ شاید تجربههای قبلی، سلیقهات، تربیتت یا حتی حرف دوستت روی انتخابت اثر گذاشته باشن. جبرگرا معتقده اگر تمام شرایط گذشته و قوانین طبیعت دقیقاً یکسان بودن، انتخابت هم نمیتونست متفاوت باشه. اما اختیارگرا چنین چیزی رو قبول نداره و معتقده تأثیر داشتنِ عوامل گذشته لزوماً به معنی تعیین شدن کامل انتخاب نیست. ممکنه چند گزینه دلیلهای قابلقبولی داشته باشن و بااینحال، انسان واقعاً بتونه یکی رو انتخاب کنه. و این اختلاف اصلی میان جبرگرایان و اختیارگرایان هست.
علیت فاعلی (Agent Causation) چیه؟ در حالت معمول وقتی دربارهی علت یک اتفاق حرف میزنیم، دنبال اتفاق یا شرایطی میگردیم که باعث بهوجود اومدن اون شده. مثلاً ممکنه تجربههای گذشته، سلیقه و شرایط فعلی ما روی انتخاب غذامون تأثیر بذارن. اما علیت فاعلی دیدگاهی در فلسفهی اختیار است که میگه خودِ انسان، بهعنوان یک فاعل، میتونه منشأ یک انتخاب باشه؛ یعنی انتخاب صرفا نتیجهی زنجیرهای از رویدادهای قبلی نیست، بلکه خودِ شخص هم در بهوجود اومدن اون نقش علّی داره. البته علیت فاعلی به این معنی نیست که انتخاب بدون هیچ دلیلی اتفاق میافته یا صرفاً تصادفیه. ایدهی اصلی اینه که خود شخص میتونه علت انتخابش باشه، بدون اینکه انتخابش بهطور کامل به رویدادهای قبلی فروکاسته بشه. این دیدگاه یکی از راههایی است که برخی فیلسوفان اختیارگرا برای توضیح چگونگی امکان اختیار مطرح کردن.
۱. توماس رید (Thomas Reid) ایدهی اصلی: خودِ انسان میتونه علتِ انتخابش باشه. رید معتقد بود اینکه یک انتخاب از قبل بهطور کامل تعیین نشده، لزوماً به این معنی نیست که بدون علت رخ داده؛ خودِ فرد میتونه علت انتخابش باشه. یا همون دیدگاه علیت فاعلی. جملهی معروف او، در نامهای به جیمز گرگوری: «علتِ اراده، انسانی است که اراده کرده است.» این ترجمهی کوتاهی از عبارت انگلیسی اوست: The cause of the volition is the man that willed it.
۲. رابرت کین (Robert Kane) ایدهی اصلی: ما باید تا حدی خالقِ اهداف و خواستههای خودمون باشیم. کین از فیلسوفان معاصر مهم در دفاع از اختیارگراییه. به نظر او، اختیار آزاد به این نیاز داره که انسان دستکم در بعضی تصمیمها، مسئولیت نهایی انتخابش رو بر عهده داشته باشه و صرفاً محصول عوامل خارج از کنترل خودش نباشه. عبارت کلیدی در نظریهی او، به فارسی: «مسئولیت نهایی؛ یعنی اینکه انسان سرچشمهی نهایی اهداف و مقاصد خودش باشه.» این عبارت ترجمهی خلاصهشدهی مفهوم Ultimate Responsibility در نظریهی کینه، نه نقلقول مستقیمی از اوست.
۳. رادریک چیشلم (Roderick Chisholm) ایدهی اصلی: انسان فقط محل وقوع تصمیم نیست؛ خودش هم میتونه در ایجاد اون نقش علّی داشته باشه. او هم از دیدگاه علیت فاعلی دفاع میکرد.
اختیارگرایی؛ ما فراتر از علتهای گذشتهایم به لیست So sooo wonderful افزوده شد.
توسط 🕸Mr heartbreak
...
✨🩵🩵
خیلی عالی بود ، خسته نباشی ✨
سپاسگزارمم✨🩵
ترو خدا بقیشم بزار ، لطفا خیلی برای اینکه به بقیه جواب بدم این و قبلی بهم کمک کرد
سپاس بانو🛐🛐
خیلی ممنونمم واقعا خوشحالم کردینن✨✨
میخواستم نذارم چون خودم بعدی رو دوست ندارم ولی با کامنت شما حتما میذارم💚💚
فوق العاده بودن. منم اختیارگرای رو بیشتر قبول دارم ترکیبی از اختیارگرایی و جبر گرایی. عالی بود منتظریم پارت بعدی. بدرخشید
خیلی خوشحالم کردینن✨
بله منم یجورایی هردو رو قبول دارم هردو منطقی بنظر میان نمیدونم طرف کدوم رو بگیرم دقیقا، بیشتر با سازگارگرایی نمیتونم کنار بیام...
خیلی ممنوننمم💙✨✨
اختیارگرایی؛ ما فراتر از علتهای گذشتهایم به لیست بهترینها افزوده شد.
توسط 𝓩𝓮𝓻𝓸
...
💙💙
وای خیلی عالی بود
لذت بردم از خوندنشون✨
وایی خیلی ممنونمم خیلی خوشحالم کردیی✨
اسلییییی🫧
فرثت؟
بلهه