دروددرودد😝 چطورید خوبید این ولاگ برای جمعه هست😦 همین خیلی روز تکراری و بیمحتواییه ولیخب بوث☹بای
اول از همه بنده ساعت ده و خوردهای بود که بیدار شدم و اولش خب چک کردم گوشیم-(همه همینکارو میکنن🔥)و بعدش رفتم دستشویی و صورتمو شستم و گشنم شد😦 خب گفتم چیکار کنم چیکار نکنم،جاتون خالی گوجه پنیر و خیار با چایی شیرین(شکر نداشتیم با نبات شیرینش کردم🥳)خوردیم که ایندفعه نوبت من ببخت بود که سفره جمع کنم پس جمع کردم و گفتم بشینم قسمت اول سریالی که دانلود کرده بودمو ببینم،اول اینکه خانوادهی دختره خیلی رو مخن دلم میخواد از دست عقایدشون کلمو بکوبونم تو دیوار😛 خلاصه که خوشم اومد و قسمت دومش هم دانلود کردم ولی ندیدم💥(انقدر سریال دارم برای دیدن ولیخب باید درس هم بخونم💔)
بعدش تصمیم گرفتم تکالیف ریاضی رو انجام بدم(این زنیکه انقدر تکلیف داده بود بیشغوره خیلی و همینطور بی اعصاب ماشالا🔥) یکمیش رو،و خب چون هیچی متوجه نمیشدم(چرا داره درسام سخت میشه و منم خنگ؟💔)از چاتی پاتی کمک گرفتم که باز هم هیچ کمکی نکرد💔. انقدرر این فصل برای من غیرقابل فهمه موقع نوشتنش گریه کردم💥و گفتم برم ناهارو بخورم،ناهار پتله پلو(درسته نوشتنش؟😍)با ترشی بادمجون خوردم و بعدش از بس سرعت سایت تستچی زیاده(🥹)تا رفتم داخلش و توی بلاگ دبیرو نفرین کردم پشیمون شدم و گفتم ادامهی ریاضیو بنویسم،ولی چون هیچی نمیفهمیدم و خب خیلی هم بدشانس بودم نت وای فای هم تموم شده بود🔥و خب گفتم داداشم وصل کنه و با نتش ویدیوی آموزشی از خانم نمیدونم چیچیه حیدری رو دیدم و خانومی خیلی خوب توضیح داد و کامل فهمیدم و نوشتم هورا تموم شد ریاضی🧚🏻♀️
و بعد نوشتن تکلیف،با صحنهی پنج درصد شارژ روبه رو میشیم و گریه میکنی-نه چیز میریم یکم کتاب بخونیم(سنگدل🔥)من خیلی وقته این کتابه رو دارم یه هفت ماهی میشه ولی انگار هربار میخونمش یه کاری پیش میاد یا یه کتاب جدید میخرم و نمیتونم بخونمش💔پس به همین دلیل که الان بیشتر کتابامونو خوندیم،میتونیم سنگدل رو ادامه بدیم🥳فقط اونجایی که کاترین خوکی میخنده و جست میگه حاضرم هر وعده از روزو به صدای خندهت گوش بدم😭😭(نساسنسذسنستهصاصنص)آرهخلاصه بیست صفحهای خوندم و بعدش تموم کردم و ادامهی قسمت ۶ سریال غرق در تو رو که از قبلا دانلود داشتم رو دیدم و خیلیناز بود خب☹️(ولی من هنوزم منتظرم دوباره هارو و ووجه رو کنار هم ببینم☹️). انگور هم همراه باهاش میخوریم😦 داشتم از پنجره بیرونو میدیدم که دلم خواست یه چیز شیرین بخورم گفتم چیکار کنم چیکار نکنم،فرنی درست کنم و خب نمیدونم چرا شیرمون کرمی رنگ بو- خوب شد فرنیه ولی مزهی کاغذ میدا-🥹🫶🏻
خب بعد اینکه فرنی کاغذی رو خوردیم،گالری گردی میکنیم(خب طبیعتا وقتی نت نداشته باشی گالری گردی میکنی دیگه🥹)بعدش دلم خواست هندونهی داخل یخچالو بخور-تیکه تیکه کردم و خوردم بعدش با پلی لیست و آهنگامون زندگی میکنیم😋و بعد قر دادن فراوان گفتم به وای فای وصل شم شاید تهش مونده باشه💔و خب فقط تونستم وصل شم و فقط برم تستچی رو چک کنم و تلگرام هم آورد گفتم چکش کنم و چنلی که برنامهی جدیدی که از آیلیت منتشر شده بودو با زیرنویس فارسی گذاشته بود رو دیدم ولیخب از شانس اینترنت نداشتم پس گفتم شب که مامانم اومد از سرکار،به گوشیش وصل شم و نتشو بخور- پس دیگه نتو قطع کردم تا بیشتر از این عصبانی نشم😍🫶🏻 و خب شلغم گذاشته بودم بپزه و وقتی پخت با نمک خوردم خیلی خوب بود ولی یکمی تلخ بو-🥀 خلاصه که بابام کاربرگایی که دبیر عزیزم😍😊🫶🏻🥰به عنوان تکلیف فرستاده بود رو کپی کرده بود و آوردش و حل کردم🥳(نابغهی ریاضی🔥)
از شانس مادر بنده مقنعه های منو خواهرمو ننداخته بود داخل ماشین لباس شویی،که با لباس فرم ها شسته بشه،پس گفتم با خواهرم بریم که بشوریمشون داخل حموم🔥 رفتیم شستیم و تموم که شد پهنش کردیم و بعدش یکم دوباره گوشی گردی و خب تصمیم گرفته شد برم حموم چون شنبه باید میرفتم مدرسه خب با تمیزی باید رفت😋 رفتم حموم،اونجا کنسرت برگزار کردم، سناریو ساختم،ادامهی سریال درحال پخشمو تصور کردم😛 بعد تمام این اتفاقات بلاخره اومدم بیرون و لباسامو پوشیدم،بادی اسپلش زدم و آبرسان زدم به صورتم و خب پوست من که کلا بعد حموم خشک میشه،با زدن آبرسان خیلی نرم شد😦
شام سیب زمینی کوبیده با تخم مرغ داشتیم ولیخب اومدم عکس بگیرم مامانم چپ چپ نگاهم کرد دیگه نتونستم عکس بگیرم💔 خیلی خوب بود و چون دیگه دیر وقت بود(یازده یازده و نیم اینا بود🔥)یکم گشت و گزار توی گوشی و بعدش مسواک زدم و کپیدم🫶🏻🥳(ببخشید جدی فقط عکس از مسواکم دار-)
🦢؛سادگی روز جمعه در زندگی لینا؟ به لیست Lovely افزوده شد.
توسط 𝑶𝑶𝑶𝑶#
خب ممنونم😭😭
عالیییی بود!
فدایتان شوم😭😭