دلم تنگ شده است. چرا زودتر نمی آیی؟
دلم تنگ شده است نه فقط برای تو برای تمام چیزهایی که با رفتنت دیگر همان شکل سابق را ندارند برای عصرهایی که نور نارنجی خورشید روی دیوار اتاق میافتاد و من هنوز نمیدانستم قرار است روزی همین نور ساده مرا یاد گذشته بیندازد دلم برای روزهایی تنگ شده که نمیدانستم دارم آخرین بار زندگیشان میکنم.
حالا گاهی یک آهنگ قدیمی کافیست تا تمام گذشته مثل باران ناگهان روی شیشههای ذهنم بنشیند یک خیابان یک بوی آشنا یک جمله که کسی اتفاقی میگوید و ناگهان من دیگر اینجا نیستم برمیگردم به همان روزها به همان لحظهها به همان آدمی که بودم پیش از آنکه بفهمم بعضی خاطرهها قرار نیست هیچوقت پیر شوند.
دلم برای صدایت تنگ شده است برای حرفهایی که شاید آن روزها زیادی معمولی به نظر میرسیدند برای خندههایی که هیچوقت فکر نمیکردم روزی در خاطرم مثل تکهای از یک تابستان دور دنبالشان بگردم عجیب است آدم گاهی قدر یک لحظه را در همان لحظه نمیفهمد و بعدها تمام عمرش را صرف پیدا کردن دوباره همان حس میکند.
اما بیشتر از همه دلم برای خودم تنگ شده است برای آن آدمی که هنوز از رفتن نمیترسید هنوز هر خداحافظی را پایان دنیا نمیدانست هنوز باور داشت هرکس که دوستش دارد قرار نیست یک روز به خاطرهای دور تبدیل شود کاش میتوانستم برای آن آدم نامهای بفرستم و بگویم قدر لحظهها را بدان چون بعضی فرداها دیگر شبیه امروز نیستند.
حالا ماندهام با اتاقی که هنوز بوی خاطرات قدیمی میدهد با پنجرهای که هر شب به همان آسمان نگاه میکند و با قلبی که آرامآرام یاد گرفته است نبودن را تحمل کند دلم تنگ شده است اما دیگر نمیخواهم گذشته را از نو زندگی کنم فقط میخواهم یک گوشه از آن روزها همیشه در من باقی بماند مثل نوری کمرنگ که از لای درِ بسته به اتاق تاریک میتابد تا یادم باشد روزی چیزی در زندگیام بوده که ارزش دلتنگ شدن داشته است.
مثل همیشه عالیییی بوددد
توهم مثل همیشه عالی هستیییب
اما بیشتر از همه
دلم برای خودم تنگ شده است
خیلی زیبا و فوق العاده بود:))
وایی
مرسییی
قلمت>>>
عهه مرسی
عالی بود
ممنون
نگارشش عالی و دقیق بود
خسته نباشی ✨
تشکر
بینظیر بود✨🌟🥀💘
مثل توو
💘✨🌷
شاهکار بود
مرسی
ناظرش بودم :>
پستت عالی بودد خوشگله :)) 💘
هه
ممنون
خیلی قشنگ مینویسی
مرسی