بد باش چون اگر مهربان باشی آخر پشیمان میشوی. شاید فکر کنی اگر مهربان باشی دنیا هم با تو مهربان باشد ولی بدان اشتباه فکر میکنی!
گاهی فکر میکنم شاید اشتباه از همانجایی شروع شد که خیال کردم اگر با آدمها مهربان باشم دنیا هم با من مهربان خواهد بود. چه ساده بودم... برای هر دل شکستهای تکهای از آرامشم را کنار گذاشتم برای هر آدم خستهای جایی از شانههایم ساختم و برای هر کسی که رفت هزار دلیل آوردم تا رفتنش را تقصیر خودش ندانم. هر بار که دلم را شکستند گفتم شاید نمیدانستند چطور دوست بدارند. هر بار که نادیدهام گرفتند گفتم شاید خودشان آنقدر درگیر دردهایشان بودند که دیگر جایی برای دیدن من نداشتند. و هر بار که از خوبیام گذشتند من باز هم خوب ماندم. انگار فکر میکردم اگر به اندازه کافی خوب باشم بالاخره یک روز کسی قدرش را خواهد دانست.
اما آدمها همیشه خوبی را آنطور که باید، نمیبینند. گاهی مهربانیات را با سادهلوحی اشتباه میگیرند. سکوتت را نشانهی ناتوانی میدانند. بخشیدنت را اجازهای برای دوباره شکستن میبینند. و قلبی را که بارها در را به رویشان باز کرده خانهای میپندارند که هر وقت خواستند میتوانند به آن برگردند. نمیفهمند پشت آن همه «اشکالی ندارد» چندین شبِ بیصدا گذشته است. نمیدانند بعضی آدمها وقتی میگویند «مهم نیست» یعنی آنقدر درد کشیدهاند که دیگر توان توضیح دادنِ دردشان را ندارند. و شاید تلخترین قسمت ماجرا این باشد که آدمِ مهربان اغلب آخرین نفری است که میفهمد دیگران از مهربانیاش به نفع خودشان استفاده کردهاند.
من دیر فهمیدم که قرار نیست هر دستی را که به سمتم آمد بگیرم. بعضی دستها برای نجات دادن تو دراز نشدهاند؛ فقط آمدهاند ببینند تا کجا میتوانند تو را با خودشان بکشند. دیر فهمیدم که بخشیدن همیشه نشانهی بزرگی نیست. گاهی بخشیدنِ آدمی که بارها آزارت داده فقط یعنی هنوز یاد نگرفتهای برای قلب خودت هم ارزش قائل شوی. دیر فهمیدم که «نه» گفتن بیرحمی نیست. فاصله گرفتن سنگدلی نیست. و انتخاب کردنِ خودت خودخواهی نیست. گاهی باید در را ببندی نه از سر نفرت بلکه چون بالاخره فهمیدهای هر کسی که وارد زندگیات میشود قرار نیست تا آخر آنجا بماند.
شاید باید کمی بد میشدم. نه آنقدر که شبیه آدمهایی شوم که روزی مرا شکستند. نه آنقدر که قلبم را سنگ کنم و درد دیگران برایم بیمعنی شود. فقط آنقدر بد که یاد بگیرم همه را نجات ندهم. آنقدر بد که وقتی کسی قدرم را ندانست دنبال هزار دلیل برای ماندنش نگردم. آنقدر بد که وقتی کسی رفت دنبالش نروم و خودم را پشت سرِ او جا نگذارم. آنقدر بد که بفهمم قرار نیست برای اینکه آدم خوبی باشم تمام خودم را به آدمهای دیگر ببخشم. من هنوز میتوانم مهربان باشم اما دیگر به قیمتِ شکستن خودم نه. میتوانم ببخشم اما لازم نیست دوباره اجازه بدهم همان زخم را روی همان جای قدیمی بگذارند. میتوانم دوست داشته باشم اما این بار خودم را هم در میان دوست داشتنم فراموش نمیکنم.
پس اگر یک روز دیدی دیگر مثل گذشته نیستم اگر دیدی کمتر حرف میزنم کمتر میبخشم کمتر میمانم و برای رفتن بعضی آدمها دیگر التماس نمیکنم... فکر نکن قلبم عوض شده است. من فقط بالاخره فهمیدهام که هر قلبی ارزشِ ورود به زندگی من را ندارد. فهمیدهام خوب بودن، همیشه کافی نیست. گاهی باید یاد بگیری که برای بعضی آدمها در را باز نکنی. گاهی باید بگذاری کسی که قدر حضورت را ندانست نبودنت را تجربه کند.
مایل به فرند
حتما بیا پیوی
عنوان >> و اینطور شد که دنیا به جنگل تبدیل شد
متن :🛐🛐🛐🛐🛐
واییی
مرسیییی
عالی بود قشنگم
خسته نباشی 💘
تشکر وینا عزیزممم
فداتشممم💘💘
دورت بگردمم
خدانکنههه💘💘
💥💓
💘
اشکال نداره من میخوام خوب باشم هتا اگه زندگی باهام بدکنه.
نخیر نکن از هر طرف ضربه میخوری از خودت بدت میاد و مشکلات روانی میگیری
من نمیتوانم خوب بودنم رو قایم کنم و در هال هازر افسرده که هستم زربه رو خردم
واییی
خب خوب نباش بدرد نمیخوره جدی
فقط با آدم هایی که قدر مهربونیت رو میدونن مهربان باش
دارم کسایی رو دارم کا قدرم رو بدونن
آهاا
واو چقدر زیبااااا🍃
واقعا لذت بردم هم از نظر متن هم از نظر نوشتار ، واقعا خسته نباشید 🌿 عالیییییی بود ✨
تشکر
مرسی قشنگممم
❤❤❤
امیدوارم هر روز بیشتر از قبل بدرخشی✨❤
مرسییی
خیلی زیبا بود
و در عین حال واقعیت
ممنون خوشگلم
وایییی خیلی قشنگ بود خسته نباشییی
مرسی خوشگلکک
بعد مدت ها همچین متن فوقالعاده ای خوندم..
خسته نباشی..
وایییی😭
ممنون قشنگ ناز من💓💥
تشکرررر
شاهکار هم از نظر نوشتاری هم مفهومی
تشکر از شما
عالی بودد
ممنون خوشگلم