Post code : 056
درودد خوبین؟ ازون جایی که دربی اصفهان برگذار میشد تصمیم گرفتیم از چهارمحال جمع کنیم بریم نقش جهان برای دیدن بازی. خلاصه دیگه صبح روز دربی خیلی رندوم اومدم تستچی که دیدم خبرنامه جدید اومده. همینجوری که توی بلاگ بودم به فکرم افتاد که ولاگ بزارم و گفتم اگر ولاگ بزارم میبینید؟ که با استقبال گرم کاربرا و آقا سعید رو به رو شد 😧 (ظارت)
ازون جایی که ازین جا تا اصفهان خیلی رهه ساعت یازده (تقریبا) از چهارمحال حرکت کردیم که بریم به سوی دیار نصف جهان. خلاصه که سوار ماشین شدیم و شروع کردیم به حرکت. توی مسیر درحالی که مث 🐕 حوصلم سررفته بود، مواجه شدیم با حجم عظیمی از ماشین ها با پلاک ۸۱. و خب ظاهرا از شهرای طرف خودمون افراد زیادی مثل ما فکر میکردن و خواستن برای دربی برن اصفهان.
وقتی دیدیم مسیر قراره شلوغ ترم بشه طی یه عمل بسیار بسیار هوشمندانه مسیر طولانی تر رو انتخاب کردیم که توی ترافیک نخوریم. 🧠 توی اون مسیر به یه جایی رسیدیم به ورنامخواست یا یه همچین چیزی، اسمش سخته خدایی- بعد از اینکه رد شدیم ازین جای اسم سخت رسیدیم به یسری درخت و زمین کشاورزی که خدایی خیلی قشنگ بود؛ یه رود آبیم بود اونجا فک کنم از همون آب زاینده رو بوده باشه که اونم انصافا خیلیخیلی قشنگ بود.یه چنتا عکسم انداختم از اونجا که میزنه اندازه فایل بزرگه؛ هرچقدرم کوچیکش میکنم فایده نداره ☹️ البته دوتاشون میان که زیاد خوب نیوفتادن هیچکدوم
خب دیگه زیادی از مسیر صحبت کردم کم کم برم سر اصل مطلب؛ وقتی که رسیدیم نزدیکای ورزشگاه، ماشینو توی یه پارکینگ نسبتا دور ازش پارک کردیم و پیاده رفتیم تا توی ترافیک نمونیم؛ که بعدا فهمیدیم اشتباه کردیم و زمان برگشتن سه ساعت توی ترافیک گیر کردیم- خلاصه که داشتیم میرفتیم به سمت ورزشگاه و هرچیم نزدیک تر میشدیم تراکم جمعیت بیشتر و بیشتر میشد- (با اینکه حدود ۴ ساعت مونده بود تا بازی) شلوغیم که از تصویر بالا مشهوده
وقتی که رسیدیم داخل ورزشگاه و جا گرفتیم، جمعیت ورزشگاه حدودا اینقدر بود، البته روبه روی اینا هم دوتا جایگاه کنار زمین پر بود. الان فقط باید منتظر میموندیم و از بی حوصلگی تلف میشدیم تا بازی شروع شه- البته داخل ورزشگاه آهنگ هم پلی کرده بودن که اجازه بدید دربارشون سکوت کنم ✋️
رفته رفته که به ساعت بازی نزدیک تر میشدیم، جمعیت ورزشگاهم هی بیشتر میشد، تا جایی که حدود یک ساعتو نیم مونده بازی، طبقه ی پایین کامل پر شده بود. جمعیت که زیاد شده بود هوادارا هم شروع کردن به کری خوندن برای همدیگه و از اینجور کارا؛ لازم به ذکره که 🤬 های زیادی هم میدادن به همدیگه که خب از اون بگذریم به بنظرم. فک کنم ۲ ساعت مونده به بازی بود که اسکوربرد ورزشگاه روشن شد، با یه اتفاق عجیب، لوگوی استقلال ستاره نداشت! یه بارم خاموش روشن شد ولی خب فایده نداشت و تا آخر مسابقه استقلا بی ستاره موند- (و همینم باعث شده بود پرسپولیسیا باهاشون کری بخونن)
بعدم که ناظرا و آقای تارتار اومدن برای بازدید از چمن و یکم توی چمن قدم زدن، آقای تارتارم طرف سکوهای هوادارا اومد ولی خب عکسایی که ازشون گرفتم مثل اسمشون تاره تاره (نمک-) بعد از اون هم چنتا از بازیکنا از جمله سرگیف و محمودی اومدن برای بازدید از چمن ولی اونا دیگه سمت هوادارا نیومدن. یکم بعدم که گلرا اومدن برای گرم کردن و بشدت مورد تشویق قرار گرفتن؛ چندباریم طرف هوادارا رفتن ولی خب طرف مقابل ما بود دقیقا
یخورده بعد از گلرا بازیکنا هم اومدن و به گرم کردنشون اضافه شدن
مراسم پیش بازی و تقدیرها رو که فاکتور بگیریم، دقیقا بهد از سوت شروع بازی هواداران پرسپولیس این طرح های فوق العاده رو به نمایش گذاشتن که واقعا به عنوان تیم میهمان بی سابقه و شاهکاره! البته استقلالیام تلاش کردن که این کارو بکنن ولی متاسفانه نا موفق بودن و همونطور که مشاهده میکنید یکیشون رو هواس و یکیشون وارونس کلا 💔 تازه علاوه بر اینا یه نام استقلال هم آوردن که اونم وارونه بود و زود جمش کردن :))
بازی که شروع شد جو وحشتناکی ورزشگاه رو فرا گرفت. اوایل بازی وقت کرنر پرسپولیس بود که هوادارای استقلال با قمقمه پرت کردن نداشتن بازیکن در ارامش کارشو انجام بده، دو دقیقه بعد هم که آسانی داشت کرنر میزد اینور از خجالتش درومدن، این رفتارا واقعا در شان هواداران این دو باشگاه نیست، ولی خب کاریشم نمیشه کرد.
نیمه اول که تموم شد یدونه ساندویچ که معلوم نبود دقیقا چی توشه خوردم رفتم به استقبال نیمه دوم، نیمه دوم بازی هم خیلی جذاب دنبال میشد و منم درگیر دیدن فوتبال شدم و عکس نگرفتم زیاد، گل اولو پرسپولیس زد نصف ورزشگاه رو هوا بود، البته انصافا بیشتر بودن یکم پرسپولیسیا طبق معمول. بعد گل اما آقای تارتار تیمو عقب کشیدو گل خوردن و بازی مساوی شد، اما چون خیلی دور بود از اون گل عکسی ندارم.