اینم پارت دوم اگه پارت یک رو نخوندین بخونین آخه چیزای مهمی توش بود
ریگولوس بلک بعد از این سخنرانی ( خیلی خیلی خیلی طولانی که هیچکس نمیتونه بهش برسه 🤣😁 ) به سمت سکو ها رفت و همانجا نشست اما قبلش نگاه کوتاهی به فاطمه انداخت که با خونسردی کشن/ده ای به او زل زده بود و ذره ای حتی 🤏🏻این اندازه هم خجالت زده نشده بود ( در هر صورت اسلیترینیا ضد خجالتن دیگه 🤣😁 ) مدیر گفت : خیلی خب نفر بعدی
سیریوس بلک پسری با موهای مشکی دقیقا شبیه به موهای ریگولوس و چشمانی آبی شبیه چشمای لیانا با هیجان و قیافه ای که میگفت ( من خود قانون رو تبدیل به دردسر میکنم ) بالا رفت و گفت : سیریوس بلک قاشق شکست قوانین بیخود ( مدیر نگاه تندی به او انداخت ) دردسر سازی قاشق موتور سواری وقت گذرانی با دوستام مدیر : عالیه میتونی بری بالا سیریوس هم به بالای سکوها رفت و قبل از نشستن لبخند شیطانی زد و به فاطمه نگاهی شیطتانی انداخت فاطمه هم بدون کم شدن ذره ای از خونسردی اش با قیافه ای که میگفت ( چی شده اتفاقی افتاده ؟ ) به سیریوس نگاه کرد سیریوس هم به پسری با موهای آشفته خیره شد
مدیر : خب نفر بعدی جیمز پاتر همان پسر مو آشفته با عینک گرد و چشمان فندقی اش با اعتماد به سقف ( شاید هم اعتماد به آسمان ) بالا آمد و گفت جیمز پاتر هستم دردسر سازی و شکستن قوانین خیلی حال میده امتحان کردن چیزای جدید وقت گذروندن با دوستان و کوییدیچ هم همینطور مدیر : میتونی بری بالا جیمز بالا رفت و دقیقا کنار سیریوس نشست ( نشستنشان همان و صحبت بی پایانشان هم همان ) مدیر : نفر بعدی ریموس لوپین پسری آرام بالا رفت و گفت سلام مطالعه سکوت و آرامش ( مدیر که گویی خوشحال شده بود بعد از آن دو یک آدم کاملا عادی دیده است ) گفت : باشه دیگه فکر کنم بدونی وقت بالا رفتنه
ریموس آرام بالا رفت و کنار سیریوس نشست خیلی خب نفر بعدی لیلی ایوانز دختری با موهای قرمز و چشمانی سبز بادامی به بلا رفت و گفت : سلام من قاشق درس خوندن و کتاب خوندن و انجام کارهای مفیدم و بعد او هم به روی سکوها رفت مدیر : نفر بعدی سیوروس اسنیپ پسری اخمو با موهای مشکی چرب و چشمانی مشکی ( ناراحت نشین ولی واقعا اخموعه خودمم طرفدارشم ) به بالا رفت و گفت : جادوی سیاه مطالعه کتاب و او هم به روی سکو ها رفت
ـ نفر بعدی بارتیموس کراوچ جونیور پسری با انرژی زیاد بالا آمد و گفت : معجون سازی کتاب دردسر سازی ـ خیلی خب نفر بعدی ایوان روزیه پسری جدی بالا آمد و با خونسردی گفت : معجون سازی اکتشاف کتاب ـ نفر بعدی پیتر پتی گرو پیتر پتی گرو پسری که ترسو به نظر می آمد بالا رفت و گفت خب من راستش نمیدونم مدیر گفت : اشکالی نداره میتونی بری بالا و او هم به بالا رفت بعد چون پیتر آخرین نفر بود زنگ کلاس خورد و همه به سوی کلاس رفتن ( فاطمه با کیف سبز و نقره ای با نماد مار و کفشی دقیقا شبیه کیفش ( دیگه فکر نمیکردم اینقدر جدی باشه )) ..... ( ادامه دارد )
نتیجه 1
خب دیگه نظراتتون یادتون نره و چالش هم که بنویسین اگه نامه هاگوارتزم بیاد و بقیه اش با کیبورد گرامی تون ج چ خ : اگه نامه هاگوارتزم بیاد و بقیه اش را در میارم و به سمت سکو ها رفت بالا و درمورد پیروزیم میگم و امیدوارم فردا ببینمت بلک ( ادامه ندم بهتره 🤣 )
نتیجه 2
خب دیگه نظراتتون یادتون نره و چالش هم که بنویسین اگه نامه هاگوارتزم بیاد و بقیه اش با کیبورد گرامی تون ج چ خ : اگه نامه هاگوارتزم بیاد و بقیه اش را در میارم و به سمت سکو ها رفت بالا و درمورد پیروزیم میگم و امیدوارم فردا ببینمت بلک ( ادامه ندم بهتره 🤣 )
نتیجه 3
خب دیگه نظراتتون یادتون نره و چالش هم که بنویسین اگه نامه هاگوارتزم بیاد و بقیه اش با کیبورد گرامی تون ج چ خ : اگه نامه هاگوارتزم بیاد و بقیه اش را در میارم و به سمت سکو ها رفت بالا و درمورد پیروزیم میگم و امیدوارم فردا ببینمت بلک ( ادامه ندم بهتره 🤣 )
نتیجه 4
خب دیگه نظراتتون یادتون نره و چالش هم که بنویسین اگه نامه هاگوارتزم بیاد و بقیه اش با کیبورد گرامی تون ج چ خ : اگه نامه هاگوارتزم بیاد و بقیه اش را در میارم و به سمت سکو ها رفت بالا و درمورد پیروزیم میگم و امیدوارم فردا ببینمت بلک ( ادامه ندم بهتره 🤣 )
عالیییی💞✨
ممنون
مرسی 🥰
خیلی قشنگ بود.