بعضی داستانها برای ترساندن ساخته میشوند؛ بعضیها از چیزی میآیند که مردم ترجیح دادهاند اسمش را فقط "افسانه" بگذارند...
افسانه اول: «زنِ آینهای» — ژاپن یه افسانهی محلی ژاپنی دربارهی زنی وجود داره که گفته میشه در انعکاس بعضی آینهها دیده میشه، اما وقتی برمیگردی، هیچکس پشت سرت نیست. قسمت عجیبترش اینه که در بعضی روایتها، انعکاس زن با تأخیر حرکت میکنه؛ یعنی تو دستت رو تکون میدی، اما او چند لحظه بعد حرکت میکنه. طبق داستان، اگر چند بار پشت سر هم به آینه نگاه کنی و اسمش رو صدا بزنی، ممکنه انعکاس شروع کنه به انجام کاری که تو انجام نمیدی.
افسانه دوم: Yara-ma-yha-who این موجود از برخی روایتهای بومی جنوبشرقی استرالیا میاد و در روایتهای ثبتشده، با درختهای انجیر ارتباط داره. توصیفش هم واقعاً عجیبوغریبه: موجودی کوچک و قرمز با سر بزرگ، دهان بزرگ و بدون دندان، و اندامهایی شبیه مکنده روی دستها و پاها. قسمت ترسناک ماجرا اینه که برخلاف بیشتر موجودات ترسناک، گفته میشه در روشنایی روز هم منتظر آدمها میمونه؛ مخصوصاً کسی که برای استراحت زیر درخت انجیر توقف کرده. در بعضی روایتها، اگر قربانی چند بار با این موجود روبهرو شود، کمکم تغییر میکند و خودش به یکی از همان موجودات تبدیل میشود. راه نجاتی که در روایت آمده هم عجیب است: وانمود کردن به بیحرکتی تا موجود دست از سرش بردارد.
افسانه سوم: «بِربِروکا» — فیلیپین Berberoka یک موجود افسانهای آبی در برخی روایتهای شمال لوزونِ فیلیپینه. داستانش از این جهت خیلی عجیبه که بهجای اینکه خودش دنبال قربانی بره، آب یک برکه یا آبگیر رو ناپدید میکنه. ماجرا اینطوری تعریف میشه: آب یک آبگیر ناگهان پایین میره و ماهیها روی زمین باقی میمونن. آدمهایی که این صحنه رو میبینن، جلو میرن تا ماهیها رو جمع کنن... اما درست وقتی همه نزدیک آبگیر میشن، آب دوباره برمیگرده. و آنوقت برِبِروکا ظاهر میشه. در بعضی روایتها گفته میشه این موجود میتونه حجم زیادی آب رو ناگهان به سمت قربانیها برگردونه. نکتهی عجیبتر اینکه در همین افسانه، از خرچنگها میترسه.
افسانه چهارم: «The Dungarvon Whooper» — کانادا این افسانه از فولکلور نیوبرانزویک کانادا میاد و مربوط به داستانهای قدیمی اردوگاههای چوببری در اواخر قرن نوزدهمه. در روایت معروف، صدای ناله و فریاد عجیبی در اطراف رودخانهی Dungarvon شنیده میشه؛ صدایی که گفته میشد شبها جنگل رو پر میکرد. داستان از آشپزی به نام Ryan شروع میشه که در یک اردوگاه چوببری کار میکرد. بعد از اتفاقی که برای او افتاد، کارگران ادعا کردند شبها صدای فریاد و نالهای را در اطراف اردوگاه میشنوند و این صدا به افسانهی Dungarvon Whooper تبدیل شد.
افسانه پنجم : Nuckelavee_اسکاتلند این موجود از فولکلور جزایر اورکنیه و برخلاف موجودات قبلی، با دریا و خشکی ارتباط داره. در روایتهای محلی، موجودی بسیار ترسناک و بدیمن توصیف شده که حضورش با بیماری و بدبختی ارتباط پیدا میکرده.
اولی خیلی باحال و ترسناک بود 😥
ولی درکل عالی بودن 😘
مرسیییی🌚💕
❤✨
عالی بود👏
مرسییی🌚🎀
چقد باحال بود واییی
مرسییی💘
عالیی بود خسته نباشی 💕💕
مرسییی💘
چه خفن
چقدر جالب بودن
مخصوصا اون درخت انجیره خیلی عجیب بود😬