سلام سلام. میدونم به خاطر اون قسمت گذشته اومدین😁 اما اشکال نداره. من امتحان سمپاد رو قبول شدم،و گوشی دیگه مال خودمه(البته بازم خیلی از بدی ها وجود داره.🥲) درسته. امروز میخواییم در مورد گذشته فئودور داستایفسکی بحث کنیم. همون طور که گفتم من عاشق اینم که کارآگاه بشم و همچنین موفقیتم در سمپاد رو به بونگو مدیونم (یکم داستان عجیبی داره اما خب) راستی راستی. نه ولش بعدا میگم (هم اکنون در حال بحث با ذهنم هستم😑) ذهنم:میشه انقدر حرف نزنی؟
خب چی میخواستم بگم؟ همه اش پرید. آها یادم اومد🥳 توی این صحنه فئودور وقتی میخواد در مورد هدفش حرف بزنه به زمین خیره میشه. چرا؟این حرکت نشان از رفتن به گذشته ست. شاید اون به دلیل سال های بیپایان زندگی،چیز هایی رو دیده که باعث تنفرص از موهبت داران شده؟ یا چون خودش نمیتونه بم..یره. (چقدر جالب. دازای هم میخواد بمیره. آها حرف دازای شد موضوع اصلی یادم اومد) به نظرتون توی تقابل موهبت دازای و فئودور کدوم برنده میشه؟ چون هر دو به یک زمان مشخص برای فعال سازی نیاز دارن. مغزم ساعت ۳ نصفه شب.
اولین باری که دازای و فئودور همدیگه رو ملاقات کردن توی سیب مرده بود. حالا بعضی ها میگن:نه موقعی نه دازای توی ما..فیا بود همدیگه رو دیدن که جواب من اینه:نه عزیز دل. فئودور اون موقع فقط یه ناظر بود که از دور همه چیز رو تماشا میکرد و آماده میشد. حالا اینا رو ولش وقتی که توی اون صحنه ۳ نفر (یعنی دازای و فئودور و شیبوساوا ) همدیگه رو ملاقات میکنن،شیبوساوا به فئودور میگه:مگه نه شی..طان فئودور سان؟ اما شیطان لقبی بوده که دازای به فئودور داده بوده. تازه رفتار این دوتا اصلا شبیه دشمنانی نیست که برای بار اول همدیگه رو میبینن. مثل دو آشنا باهم رفتار میکنن. ما از این گفته ها نتیجه میگیریم که گذشته دازای و فئودور یه جایی به هم گره خورده. تازه وقتی توی اون کوچه توی فصل ۳ قسمت ۸ فئودور، دازای رو میبینه میگه:بعد از ماجرای موکوروتورید ندیدمت. اینا باهم طوری رفتار میکنن انگار آشنا های چند ساله ان نه صرفا دو دشمن که تازه همو دیدن
موهبت فئودور هم خیلی جای بحث داره. راستی من همینجا یه گله بکنم چرا انیمه با مانگا از زمین تا آسمون فرق داره؟😑 آدم نمیدونه کدومو باور کنه. آها. در مورد کم خونی فئودور. توی مانگا به کم خونی فئودور اشاره شده. (چپتر ۳۵ بود فکر کنم همون ماجرای ایس) اما توی انیمه بهش اشاره نشده. همه فکر میکنیم این یه موضوع کم اهمیته و حتما بونز هم به این نتیجه رسیده و توی انیمه نذاشته. اما هیچوقت هیچی رو در بونگو کم اهمیت نبینید. "کم خونی نشانه برآورده نشدن آرزو ها و عدم شادی و خوشبختی است" عدم شادی و خوشبختی.
در مورد موهبت فئودور، میدونیم اون با یه لمس میتونه افراد رو بک.شه. دلیل سرمایی که اون احساس میکنه به کم خونی ربطی نداره و فقط در صورت کم خونی شدید این اتفاق میافته که فردی که دچار کم خونی شدیده همیشه دچار سرگیجه و سردرده اما فئودور با اون نقشه هاش نمیتونه متحمل این بکشه. اتفاقی که میافته اینه که به محض برخورد،موهبت گرمای بیش ازحدی فعال میکنه که باعث مر.گ قربانی میشه. دلیل این احساس سرما اینه. تا حالا ۴ نفر(یکی اون پسره توی ماجرای ایس(اسمشم نمیدونیم😑)،سرباز،نیکولای و سیگما ) بودن که دو نفر به دلیل موهبت فئودور مر.دن و دو نفر دیگه نیکولای که زنده ست و سیگما هم. حالا که بحث سیگما شد،توی اون لحظه ای که سیگما دست فئودور رو گرفت در حقیقت فئودور از موهبتش استفاده نکرد. ذهن سیگما ۳ ساله بوده و ذهن فئودور هم 😅 وقتی یه ذهن ۳ ساله بخواد این همه اطلاعات رو تحمل کنه نیاز به انرژی زیادی داره و فئودور اینو میدونست. در واقع این یه سرنخ برای کسانی بود که به مانگا دسترسی ندارن.
ما شباهت زیادی بین طرز تفکر دازای و فئودور دیدیم. همچنین تا اینجا که من توضیح دادم شباهت ها بیشتر شد. ممکنه گذشته فئودور هم یه شباهتی به دازای داشته باشه. دازای به خاطر اوداساکو از م..افیا اومد بیرون و از تاریکی به نور رفت. شاید برای فئودور برعکس این اتفاق افتاده باشه. ببینید فئودور یه آدم خب چطور بگم باسلیقه آره همین. چرا؟ از لباس هایی که میپوشه،از اسمی که برای سیب مرده(در واقع اسم سیب مرده رو فئودور انتخاب کرد)،توی سیب مرده ما این همه میگفتیم دازای چقدر مدل موش قشنگه و اینا در واقع فئودور پیشنهاد داده. تازه اون ویلون سل هم میزنه. حس میکنم اومممم چطور بگم. اون قبل از اینکه این اتفاقا بیافته یه هنر مند بوده؟ از کافکا هیچی بعید نیست. تازه ما در واقع از هر کاراکتر یه چیزی در مورد گذشته اش میدونیم. مثلا میدونیم دازای توی ما..فیا بوده یا چویا یه برادر داشته یا آتسوشی یتیمه و اونو توی سطل آشغال رها کردن. حتی میدونیم جونو قبلا توی یه گروه ما.فیایی بوده اما در مورد فئودور ما کلا فقر اطلاعاتی داریم.
حرف پایانی و اصلی من اینه که شاید فئودور اصلا انسان نباشه یه چیزی مثل سیگما باشه. اما هیچ کس اونو از ته دل دوست نداشته حتی نیکولای حتی سیگما. شاید میخواد اون کتاب رو به دست بیاره تا خود واقعیش رو کشف کنه. (البته میگن اون میخواد موهبت داران رو نابود کنه اما بیاین فکر کنیم چه دلیل و چه گذشته ای باعث این همه تنفر شده؟) ما هیچی در مورد گذشته فئودور نمیدونیم و نباید در موردش قضاوتی بکنیم. ممنونم که تا اینجا با من بودید.
یه نظریه دارم
این موضوع که گذشته فئودور از نور اومده به تاريکی از یه نظر دیگه هم درسته ما اکثرا از شباهت موری و فئودور توییت و میم میساختیم ولی یه لحظه فکر کنین ممکنه فئودور واقعا یه خانواده داشته باشه (نه همسر و بچه پدر مادر و خواهر برادر ) برای فامیل شون هم این برادر قدمتش از تخت جمشید بیشتره پس منطقیه و اینکه یکی هم گفته بود تو کامنت پستای خودت اولین طلوع موهبت فئودور باعث مرگ پدر و مادرش شده احتمال درست بودن این نظریه رو بیشتر میکنه
سیگما هم اون موقع که لمسش کرد گفت:این نور چیه؟
یادتونه؟
اما موهبت فیودور که وقتی کسی بکشتش تبدیل به اون شخص میشه هستش نه با لمس کشتن. اون در اصل از دور کار ناتانائیل کنترل شده بود
دو بار این کارو کرد یه بار سر اون پسره تو ماجرای ایس یه بار هم اون سربازه. این موهبت دو طرفه ست
آره
کارما که زیر دست ایس کار میکرد
اسمش کارما بود؟! واقعا؟
آره
وایسا من دفعه اول که بخش ایسو دیدم فک کردم چویائه
اما الان میگم شاید به چویا ربط داشته باشه
شاید. شاید هم یه نسخه دیگه از چویا باشه؟
در هر صورت فئودور اونجا واقعا عجیب رفتار کرد.
اینم عجیبه چون تنها کسی که فئودور بهش درباره موهبت ش گفت اون پسره بود یعنی قشنگ بدون ذره ای شک و تردید تمام جزئیات رو بهش گفت اونم فئودوری که اینقدر محتاط هست که تو انیمه کسی جز اون پسر نفهمید موهبت ش چیه اینا اصلا عادی نیست
دقیقا. حتی باهاش کمی راحت تر هم رفتار کرد. ممکنه احساسی داشته باشه؟ یا یه دلیل دیگه؟ در هر صورت احتمال بازگشت فئودور زیاده
من مغزم نمیکشه تحلیل کنم ... مغزم ریش ریش شده
ولی خیلی عالی بوددد
اشکال نداره😁
خیلی مفید بود خوشمان آمد
البته توی مانگا نشون داد که برادر چویا کشته شده بخاطر نقض فنی توی ریه اش و خ.ونری.زی داخلی ، البته برادر کلونش محسوب میشه .
راستی یه چیز بگم که قبلا فهمیده بودم * قبل از این که بیام تستچی * درواقع یه زمان یادمه که اولین طلوع موهبت فئودور باعث م.رگ پدر و مادرش شده *چه جالب چندتا آدمیم که تهش دیگه کلاس دهمی هستیم و داریم راجب گذشته ی آدما بیست ساله و چهل ساله نظر میدیم ، اعتماد به نفس *
البته فئودور توی انیمه ۲۰ ساله و ۴۰ ساله نبود. چه بسا این راز توسط یه بچه فاش بشه مگه نشنیدی میگن:فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه.
ولی اگه واقعا توسط موهبت خودش پدر و مادرش رو کش.ته واقعا دردناکه. از کجا میدونستی؟
سلام پستت عالی بود برای آزمون سمپاد بهتون تبریک میگم راستش کنم میخوام برای نهم به دهم سمپاد قبول بشم کتاب کلاس یا چیز خاصی نداره؟ ممنون میشم راهنمایی ام کنید
خواهش میکنم.
من که کلاس نرفتم خودم خوندم کتاب کمپلکس رو حتما پیشنهاد میکنم
عالی بود✨🌷
فقط یه چیزی
من فکر میکنم دازای و فیودور قبل از سیب مرگ همو میشناختن چون دازای به شیبوساوا گفت احتمال اینکه اون(فیودور)بهت خیانت کنه خیلی زیاده
و راستی جونو کی بود؟(اسم ها به زور یادمه🤡💔)
به احتمال صد درصد قبلا همو میشناختن.
سگ های شکاری بود😐
موافقم
واقعا اون قبلا تو یه گروه ما.فیا بوده؟؟😶
عالی بود ❤
ممنون😆
عامم مغزم رگبه رگ شد
من یه دونه سیم کشی خوب سراغ دارما
عالییییی ، مدل موها دازای چه قشنگه 🤣
عالی😂