یک شب در شهربازی متروکه: داستان ترسناک دو دوست تصور کن با بهترین دوستت در یک شهربازی تاریک و متروکه گیر افتادهاید! هر صدای خشخش و سایهای شما را به وحشت میاندازد، اما شوخیهای مسخرهتان هم ترس را به خنده تبدیل میکند. این داستان ترکیبی از هیجان، ترس و کلی خندههای عصبی است که تا آخر نمیتوانید زمین بگذارید! 🎢👻 آیا جرئت خواندنش را داری؟ یا شاید هم خودت را جای قهرمانان ماجرا بگذاری؟!
اشکال نداره یه پست با همین موضوع بسازم ولی با داستان متفاوت؟
(ایده اش رو از مخزن ایده گرفتم)
خیلی خوب بو❤
باحال بود✨💛
گلب گلبییی
💛💛