لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
«باید درس بخونم»
یاد آن روزی که ما هم "آب بابا" داشتیم
دفتر خط خوردهی مشق الفبا داشتیم
کفشهایی وصلهدار و کوچک و شاید گلی
یک دل اما بینهایت مثل دریا داشتیم
صبح میشد عطر نان تازه و چای و پنیر
سفرهای هرچند ساده.. دلخوشیها داشتیم
زندگی یک ده ریالی بود در دست پدر
پول توجیبی که نه، انگار دنیا داشتیم
_محمدرضا شریفی
نکته:این نظرسنجی حاوی غر های فراوان میباشد🙏🏻
با احتیاط وارد شوید
مشخصه حسودیش میشه چون از وقتی من اومدم دیگه کمتر برای هم وقت میذارن. شاید من مزاحمم که با یکیشون دوست شدم؟
شاید اینکه تنهاش بذارم بهترین هدیهایه که میتونم بهش بدم.
وقتی یه نفر بهت اعتماد نداره دیگه چه کاری از دستت برمیاد؟
من نمیتونم زورش کنم باهام دوست باشه که.
اصلا از شدت راستگویی خودمم پشمام ریخت
دبیر ادبیات به بد کسی اعتماد کردی عشقم🤙🏻🤙🏻
امروز یکی از امتحانارو من کنسل کردم🤙🏻🤙🏻🤙🏻
دبیر ادبیات بهم اعتماد داشت گفت امروز بود امتحان یا فردا منم گفتم فردا🤣
خیلی راست گفتم🤙🏻
@آرشی آلبالو
نظرسنجیم انقدر کسی نمیاد فقط خودم حرف میزنم حس میکنم از این آدمای ذیوونه شدم که فقط با خودشون حرف میزنن
امیدوارم تا چهار و ربع اینا بیدار شم