چشم هایم را میبندم ، نمیخواهم بمیرم.
فقط میخواهم فکر کنند مرده ام تا دیگر باهام صحبت نکنند، قضاوت نکنند، درخواست نکنند، انتظار نداشته باشند ، فقط مرا از بالا نگاه کنند. به مرگ خویش فکر کنند درحالی که می اندیشند من مرده ام .
بگذراند آسوده باشم ، با بازمانده آنانی که رفتند و کرم ها .
گاهی مجنون و گاهی عاقل
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
باری،تازه کار خشت میزد.
فعالیت تازه کار تا اطلاع ثانوی،مخصوصا در بخش ساخت مطلب،متوقف میشود.
صبح بخیر و اوه از اونجایی که دیگه قرار نیست ببینمت ظهر و شبتم بخیر!
دوستت دارم
از بس چک کردم مردم
چه جذابی شما تازه کارم
من و تو خیلی بهم میایم
دارم نمیتوانم و فکر میکنم به کمک نیاز دارم.
بیا بغلم ببخشید حتی عرضهی کمک کردن هم ندارم و فقط یک احمق رو مخم
دلم خیلی تنگ شده..
دوستت دارم.