اگر مجبور باشی یک خاطره را در یک شیء پنهان کنی تا هیچوقت فراموش نشود، چه چیزی را انتخاب میکنی و کجا پنهانش میکنی؟
| اتمام مسابقه | 1405/08/01 |
| ظرفیت مسابقه | 72 شرکت کننده |
| نحوه تعیین برنده | جایزه : 1000 امتیاز و مدال توسط لایک کاربران |
گردنبند محبوب مامانم که فوت کرده
قشنگی های هر کتاب هری پاتر رو توی خودش میزارم که در نتیجه ۷ تا هورکراکس دارم.
خاطره رو داخل یه کتاب میذارم. و بعد اون کتاب رو وسط یه کتاب خونه بزرگ میذارم اینجوری احتمالش خیلی کمه تا به دست کسی بیفته 🤝
یه تابلو و بعد میزدمش روی دیوار(هر چی عادی تر باشه به نظرم کمتر بهش توجه میش_)
خاطره ی اولین اجرایم را در پیانوی پنهان می کردم تا هیچ کس نتواند به آن دسترسی پیدا کند . خاطره ی اولین باری که هری پاتر را خواندم در کتاب هایم پنهان می کنم
تا الان خاطره جالب نداشتم☝🏻
خاطره ی تولد ۱۱ سالگیم در کتابخونم
خاطره رو توی یه نامه که به قشنگی تزیین شده و درشو مهر و موم می کردم و می ذاشتمش توی یه جای مخفی تو اتاق م
من یک ساعت مچی قدیمی انتخاب میکردم ساعتی که همیشه کار کنه حتی وقتی زمان همه چیز رو تغییر داده. خاطره ام رو توش پنهان میکردم و ساعت رو توی جعبه ای چوبی گوشه ای از کتابخانه ام نگه میداشتم. خاطره ی لحظه ای که احساس کردم بالاخره دارم به چیزی که مدتها براش تلاش کردم میرسم، لحظه ای که دلم میخواد سالها بعد هم بتونم با تمام جزئیات به یادش بیارم ساعت رو انتخاب میکردم چون زمان هم میتونه چیزی رو ازمون بگیره و هم یادآور چیزهایی باشه که نمیخوایم فراموش کنیم...
تو یه خنجر و وسط تالار سلاح.. به نظرم خوبه.. هیچکس متوجه نمیشه:)
برای خاطره نمیدونم ولی برای جاودانگی ، یه سوزن تو انبار کاه، که انشالله تا ۲۰۰ سال آینده زنده باشم
گوشیم
ناگینی
کسی اینو میخواد نابود کنه:بدون که به محض نابود شدن این گرامافون تمام اطلاعاتی که پر قالب دیسک ذخیره شده اند هن از بین میروند -مادام گل افشان
هوراکس من صدرصد میشد یک قلم. قلمی که بتونم هر چیزی رو که باهاش مینویسمطبق خواسته خودم فقط با گفتن تغییر بدم هوراکس من نماد زیرک بودن و حیله گر بودنم میشد. اینم عکسش:
میگذارم تو یه چیز حال به هم زن مثلا جوراب. اینطوری دیگه کسی دلش نمیخواد هوکراکسمو نابود کنه تازه به عقل ج*ن هم نمیرسه
نمیدونم چرا ولی داخل بهترین دوستم قایمش میکردم😂👾
داخل یه گردنبند ....یا یه دفترچه از جنس چرم .....ولی اصلا اون خاطره وجود داره که بخوام جایی پنهانشان کنم ؟
شاید یخورده غیر اخلاقی به نظر بیاد ولی من توی خیالاتم یکی از هروکراکس های ولدمورت هستم و خاطره موقعی که پر نوزادی زخـ*ـمی شدم داخل ذهنم گذاشته شده.
توی یه اسکناس پول میذاشتم، بعد اونو وسط خزانه بانک میذاشتم بین اون همه اسکناس شبیه هم حالا پیداش کنن هنر میخواد 😂✨
جعبه ای که تشو همه چیز هست ، جعبه ای که خاطراتم توشه و تزیینش کردم و هرکی ببینتش میفهمه یان جعبه روح من درونشه
خاطره ی اولین روزی که دیدمش رو میزارم داخل جعبه خاطراتم که توی کشوعه🛐
گردن بند زمان
من که میدونم از بس که کاربر مهربون و نازنازی هستم بدون نوشتن جواب بازم لایك میگیرم ؟ نه !؟
عشق اندر کتاب
آموزش استفاده از کامپیوتر
یه پیشی
شاید توی یک تقویم یا شاید هم تیو دفترچهام
یه شمشیر صلیب شکل از توپ کلاسیک قدیمیا
من فقط اسکرین شات های تستچی ؛ فضایی که دیدم شاد تر کرد رو توی یه ژورنال تبدیل به خاطره میکردم شاید کسی خواست مثل من دیدش شاد تر شه
یه گردنبند و گردنبند رو ته اقیانوس میفرستم
عاااا فک کنم توی یه گردنبند ظریف زمرد و بعد همیشه مینداختمش گردنم
میدانم چشمانش شیٕ نیست ولی خاطراتم را در ان میگذاشتم
من تویه ی گوی و زیر تشکم
هورکراکس من کتاب دزیره است کتابی که او به من هدیه داد چون اگر قرار باشد تکهای از روحم را در چیزی پنهان کنم چه چیزی مناسبتر از شیئی که مرا به یاد کسی میاندازد که روزی بخشی از دنیایم بوده برای دیگران دزیره فقط یک کتاب است اما برای من بخشی از روح من میان صفحاتش جا مانده است سنتورم است سازی که تکهای از روحم را میان سیمهایش پنهان کردهام هر ضربه مضراب رازی را بیدار میکند که زبانم از گفتنش ناتوان است و هر نغمه خاطرهای را در دل چوب و صدا به امانت میگذارد قلبم را در آن پنهان کردهام
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
من چرا میخونم هوراکس
Viᥡᥲᥒᥲ جان یکم تلاش کن کاربر نازنازی هستم بدون نوشتن لایک میگیرم چیه؟
نیش یه عنکبوت